۴ روش کاربردی برای خروج از انجماد ذهنی در روزهای جنگ
همزمانی روزهای جنگ و تعطیلات نوروز باعث شده خیلی از نقشهها و برنامههای قبلی ما را بر آب شوند! اگر شما هم دچار انجماد و توقف ذهنی شدهاید در این گزارش راههای جلوگیری از هدر شدن تعطیلات را از زبان مدرس توسعه فردی و پرسنال برندینگ، حمیدرضا خنوئی، بیاموزید.
به گزارش پارسینه به نقل از اطلاعات آنلاین، فاطمه عباسی؛ اگر این روزها ذهن شما هم قفل شده و هر کاری میکنید نمیتوانید برای انجام کارهایی که برنامهریزی کرده بودید تصمیم بگیرید، باید بدانید که تنها نیستید! این یک مکانیسم طبیعی برای محافظت از ذهن در شرایط بحران مثل جنگ است.
حمیدرضا خنوئی، مدرس توسعه فردی و پرسنال برندیگ میگوید حتی خود او هم تجربه درگیری در این توقف را دارد و مراجعانش هم وضعیت مشابهی داشتهاند به همین دلیل راه برون رفت از این شرایط را از وی جویا شدیم. خنوئی توضیح میدهد که:
تصور کنید یک گوزن در جنگلی وحشی به ناگاه صدای شکارچی را میشنود. میایستد، گوشها را تیز میکند، بدنش منقبض میشود و کاملاً بیحرکت میماند. این حالت «انجماد» (Freeze) یکی از واکنشهای اولیه بقاست. بعد از آن، یا فرار میکند یا از خود دفاع میکند.
ما انسانها هم از چنین مکانیسمی برخوردار هستیم. در مغز ما بخشی به نام «آمیگدال» وجود دارد که در واقع هسته مرکزی ترس است و وظیفهاش محافظت از ما در برابر خطر است. وقتی بحرانی مثل جنگ، قطعی اینترنت و ابهام اقتصادی پیش میآید، آمیگدال فعال میشود و همه چیز را متوقف میکند.
مغز این کار را با نیت محافظت از ما انجام میدهد اما این کارش گاهی مثل "دوستی خاله خرسه" است! آمیگدال تفاوتی بین «خطری که باید از آن فرار کرد» و «مسئلهای که باید برایش راهحل پیدا کرد» تشخیص نمیدهد و تمام توان مغز را صرف آمادهباش میکند.
در این شرایط بخشهای مسئول تفکر خلاق، برنامهریزی و امید متوقف میشوند تا انرژی ما صرف بقا شود. در نتیجهی این اقدام مغز، ما همه چیز را سیاهتر از آنچه هست میبینیم؛ احساس میکنیم هیچ کاری از دستمان برنمیآید، به لاک دفاعی میرویم و بیحرکت میمانیم.
اما چرا این مکانیسم امروز به ضرر ماست؟ در گذشته، اگر گوزن ساکن میماند و شکارچی رد میشد، زنده میماند. اما امروز، «شکارچی» ما مشکلات اقتصادی، قطعی اینترنت و ابهامات زندگی است. اگر ساکن بمانیم و هیچ کاری نکنیم، شکارچی ما را قورت میدهد!
راه خروج از این انجماد و توقف ذهنی چیست؟
روشهایی هست که میتوانیم با به کار گیری آنها از این موقعیت نابود کننده خارج شویم:
۱. احساسات خود را نامگذاری کنید؛ مثلا بگویید «من الان از آینده میترسم. این ترس طبیعی است، چون شرایط سخت است. اما این ترس به این معنا نیست که من نمیتوانم کاری انجام دهم.» تحقیقات نشان داده با این کار، فعالیت مرکز ترس در مغز کم میشود. وقتی احساساتتان را نامگذاری میکنید، کنترل قابل قبولی بر آنها را پیدا میکنید.
۲. یک قدم کوچک بردارید؛ مغز ما میگوید «هیچ کاری نکن»، اما شما یک کار خیلی کوچک انجام دهید. مثلا برای کسبوکارتان یک فعالیت ساده انجام دهید:
اگر فروشنده هستید یک پیام به یک مشتری قدیمی ارسال کنید و حالش را بپرسید.
اگر تولیدکننده محتوا هستید یک پست کوتاه در شبکه داخلی منتشر کنید.
اگر مشاور هستید، یک نکته مفید برای دنبالکنندگانتان بنویسید.
این کارهای به ظاهر کوچک به مغز ثابت میکند: «من هنوز کنترل شرایط را در دست دارم.»
۳. چراغ را روی یک نقطه متمرکز کنید؛ به جای تمرکز روی تاریکی و تعطیلی، فقط یک سؤال از خودتان بپرسید: «اگر من فقط یک کار کوچک برای امروز انجام دهم، آن کار چیست؟» همین سؤال ساده، ذهنتان را از انفعال به حرکت وا میدارد.
۴. کمی تحرک و فعالیت فیزیکی بسیار مفید خواهد بود؛ کافی است بلند شوید و حتی شده چند قدم در خانه راه بروید، یک لیوان آب بخورید و پشت میز کارتان بنشینید. این حرکت ساده به مغز پیام میدهد که: «خطر تمام شده، من میتوانم برای کسبوکار و برنامهها روزمرهام تصمیم بگیرم.»
و حرف آخر اینکه منتظر معجزه یکشبه نباشید! قرار است هر روز یک قدم کوچک در مسیر توسعه فردی بردارید. همین قدمهای کوچک، شما را از قفل ذهنی بیرون میآورند و به یاد داشته باشید که ساختار انسان اینطور است که در سختیها رشد بیشتری پیدا میکند.
اگر امروز شروع کنید، در روز پیروزی و پایان بحران خود را قویتر، هوشیارتر و تابآورتر خواهید دید.

ارسال نظر