در قسمت چهاردهم سریال «هزار و یک شب» چه گذشت؟| نیلوفر در یک قدمی آشیان
نیلوفر در دنیای اساطیری شاهملک چشم باز کرد و اولین نفری که به ملاقات او آمد یکی از قلعهزادها بود که برای او آرامبخش آورده بود.
به گزارش پارسینه ، نیلوفر در دنیای اساطیری شاهملک چشم باز کرد و اولین نفری که به ملاقات او آمد یکی از قلعهزادها بود که برای او آرامبخش آورده بود.
رحیمه به استانبول رسید. سمیر با او تماس گرفته بود و خواسته بود که با اولین پرواز خودش را به استانبول برساند. سمیر او را به خانهای برد که طاها را در آنجا نگهداری میکرد و از رحیمه خواست از زیر زبان طاها بکشد که نیلوفر کجاست اما طاها چیزی نگفت. حال رحیمه بد شد و سمیر به طاها گفت اگر جای نیلوفر را لو ندهد داروهای رحیمه را به او نمیرساند. برای رحیمه هم که شده باید دهان باز کند و جای نیلوفر را لو بدهد.
سروش به خانم گلوم برگشت و خواست که وسایل نیلوفر را ببیند اما گلوم به او گفت که نیلوفر همه وسایلش را برده است. سروش عکسهایی که شیما از زمان گرفته بود را به گلوم نشان داد اما گلوم گفت که او را نمیشناسد.
زمان با گلوم قرار گذاشت و به او گفت چون خوابگاه دخترها لو رفته باید آنها را به خانه او برگرداند. اما گلوم جواب داد که چون نیلوفر گم شده است آن خانه دیگر امن نیست و امکان دارد پای پلیس به آنجا باز شود. زمان به گلوم گفت که نیلوفر با اوست و آدرس یک خانه را به او داد تا دخترها را به آنجا منتقل کند.
پزشکان از درمان شیما ناامید شدند و به خواهرش گفتند دارویی که وارد خونه او شده اجازه نمیدهد فعالیت مغزش به حالت عادی برگردد. شیما از بیمارستان مرخص شد و خواهرش او را به خانه خودش برد. سردبیر روزنامهای که شیما و آشیان در آنجا کار میکرد هم همراه آنها بود و به خواهر شیما گفت بیشتر به او سر میزند. به نظر میرسد سردبیر قصد دارد به خواهر شیما نزدیک شود.
شاه زمان به ملاقات نیلوفر رفت. نیلوفر به او گفت که حس میکند به آشیان نزدیک است و باید هرچه زودتر آشیان را ببیند. شاه زمان پاسخ داد که فعلا برای او زود است باید استراحت کند چون بدن او هنوز به جابجایی زمان و مکان عادت نکرده است. نیلوفر دوباره سراغ آشیان را گرفت که شاه زمان گفت احتمال دارد امشب به دیدن آشیان برود. شاه زمان یک دارو به نیلوفر داد که او بخوابد اما نیلوفر تظاهر به خوردن کرد و وقتی شاه زمان از اتاق رفت دارو را از دهانش بیرون ریخت.
وزیر اعظم با همکاری بقیه وزرا به وسیله اعتراف یکی از نگهبانان زیر شکنجه و شهادت چند نفر از خانهزادها قصد دارند شاه زمان را به جرم قتل شهرزاد و اقدام برای قتل ملک به دادگاه بکشانند. فرمانده سپاه ملک با این کار مخالف است اما قدرتش در مقابل وزرا کم است.
شاه زمان درشکه را بیرون قصر آماده کرد که به دیدن آشیان برود اما نیلوفر پنهانی به او نزدیک شد. شاه زمان او را دید و به نیلوفر گفت امکان دارد جانش به خطر بیافتد اما نیلوفر جواب داد هیچ چیز به اندازه پیدا کردن آشیان برای او مهم نیست.
ارسال نظر