دور تازه مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو؛ ۲ سناریو واشنگتن در قبال ایران
در شرایطی که آرایش نظامی آمریکا در منطقه تقویت شده و ادبیات کاخ سفید رادیکالتر به نظر میرسد، کوروش احمدی در گفتوگو با اکوایران وضعیت موجود را محصول برداشت واشنگتن از تغییر موازنه قوا پس از تحولات اخیر میداند. به گفته او، طرح موضوعات جدید از جانب ترامپ میتواند یا نشانه یک تغییر راهبردی باشد یا اهرمی برای امتیازگیری در میز مذاکره ژنو.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده از پیامدهای سنگین شکست دیپلماسی سخن گفت و حتی به سناریوهای تغییر رژیم اشاره کرد، هرچند در موضعگیری دیگر تأکید کرد، در صورت ارائه توافق درست، حملهای در کار نخواهد بود. این نوسان میان تهدید و توافق، در کنار تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه، تصویری از دیپلماسی در سایه بازدارندگی ارائه میدهد.
در مقابل، تهران ضمن اعلام آمادگی برای توافق، بر تمرکز صرف بر موضوع هستهای و رفع تحریمها تأکید دارد و برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای را خارج از دستور کار میداند؛ شکافی که به یکی از گرههای اصلی مذاکرات تبدیل شده است. در پشت صحنه نیز، با میانجیگری عمان و تبادل پیامهای مکتوب، گفتوگوها ظاهراً وارد مرحله بررسی جزئیات شدهاند؛ مرحلهای که سرنوشت آن میتواند مسیر آینده بحران را تعیین کند.
از طرفی امروز -26 بهمن- مجید تختروانچی، معاون وزیر امور خارجه در گفتوگو با BBC تاکید کرد: روند مذاکرات کمابیش در مسیر مثبتی بوده، اما برای قضاوت زود است.
او همچنین پیشنهاد تهران برای رقیقسازی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را نشانهای از آمادگی برای مصالحه دانست و گفت: ما آمادهایم درباره این موضوع و سایر مسائل مرتبط با برنامهمان گفتوگو کنیم، اگر آنها آماده باشند درباره تحریمها صحبت کنند.
تختروانچی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال انتقال بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا به خارج از کشور گفت: برای گفتن اینکه در جریان مذاکرات چه اتفاقی خواهد افتاد، هنوز زود است. روسیه نیز پیشنهاد داده است که بار دیگر این مواد را دریافت کند.
2 سناریو واشنگتن در قبال ایران
اکوایران در همین خصوص در گفتوگو با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان، تصویری چندلایه از تحولات اخیر در پرونده هستهای و تغییر لحن واشنگتن ارائه میدهد؛ تصویری که در آن تشدید ادبیات کاخ سفید، تحولات میدانی پس از جنگ ۱۲روزه و ابهام در راهبرد مذاکره، همگی به هم پیوند خوردهاند.

احمدی در ارزیابی خود تأکید کرد: تندتر شدن لحن دونالد ترامپ واقعیتی انکارناپذیر است. به گفته او، علاوه بر تکرار این گزاره که در صورت عدم دستیابی به توافق «گزینههای دیگر» در نظر گرفته خواهد شد، رئیسجمهوری آمریکا اخیراً در پاسخ به پرسشی از سوی خبرنگاران، «تغییر رژیم» را «بهترین اتفاق ممکن» توصیف کرده است؛ موضعی که به باور احمدی، برای نخستینبار به این صراحت از سوی ترامپ مطرح شده است.
دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل، همچنین به مصاحبه هفته گذشته ترامپ با شبکه فاکسنیوز اشاره کرد که در آن، برای نخستینبار موضوع موشکها بهعنوان بخشی از دستور کار احتمالی مذاکرات مطرح شد.
از نگاه احمدی، این تغییر لحن در مقایسه با رویکرد دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ قابل توجه است. به گفته او، ترامپ در چهار سال نخست بیشتر بر اصلاح برجام تأکید داشت؛ اصلاحی که بهطور منطقی مستلزم حفظ سطحی از غنیسازی محدود بود، زیرا حذف کامل آن به معنای فروپاشی ساختار توافق هستهای میشد.
او افزود: با این حال در یک سال گذشته بهویژه از زمان بازگشت به قدرت، ترامپ در ماههای فوریه بر مفهوم «غنیسازی صفر» تأکید کرده و از آن عقبنشینی نکرده است. اکنون نیز با افزودن موضوع موشکها و طرح بحث تغییر رژیم، بهنظر میرسد هم لحن و هم محتوای مواضع او نسبت به گذشته دستخوش تحول شده است.
احمدی این تندتر شدن لحن را در چارچوب تصور تقویت موقعیت آمریکا و تضعیف موقعیت ایران تحلیل کرد. به اعتقاد او، پس از جنگ ۱۲روزه و هدف قرار گرفتن سه سایت هستهای ایران، این برداشت در واشنگتن شکل گرفته که تهران یکی از اهرمهای اصلی خود را از دست داده است.
دیپلمات پیشین کشورمان ادامه داد: غنیسازی و تداوم آن همواره بهعنوان یک کارت در دست ایران تلقی میشد که میتوانست در میز مذاکره مورد استفاده قرار گیرد. اکنون این تصور وجود دارد که آن کارت تا حد زیادی بیاثر شده است.
او در عین حال به موضوع حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰درصدی نیز اشاره کرد که همچنان بهعنوان یک عامل تمرکز در محاسبات طرفین مطرح است. از نگاه احمدی، هدف فعلی آمریکا آن است که توقف عملی غنیسازی که پس از حملات نظامی رخ داده، بهصورت قراردادی و رسمی نیز تثبیت شود و بر روی کاغذ رسمیت پیدا کند.

با این تفاسیر، احمدی دو سناریو درباره تندتر شدن مواضع ترامپ مطرح کرد. سناریوی نخست آن است که واشنگتن واقعاً در پی گنجاندن موضوع موشکی و محدودسازی برنامه موشکی کوتاهبرد و میانبرد ایران در توافق باشد.
سناریوی دوم اما این است که طرح این مباحث، از جمله اشاره به تغییر رژیم، بیشتر جنبه تاکتیکی داشته و بهعنوان اهرم فشار در مذاکره به کار گرفته شود؛ به این معنا که آمریکا این موضوعات را مطرح کند تا در فرآیند بدهبستان، از آنها صرفنظر کرده و در مقابل، امتیازاتی در حوزه غنیسازی به دست آورد.
در همین چارچوب، احمدی بر اهمیت اصطلاح «غنیسازی صفر» تأکید کرد و آن را مفهومی مبهم دانست. به گفته او، این اصطلاح الزاماً به معنای توقف دائمی یا تعلیق حقوقی نیست و میتواند تفاسیر متفاوتی داشته باشد.
او افزود: آمریکا در گذشته از جمله در قطعنامههای شورای امنیت، همواره بر «تعلیق» غنیسازی تأکید کرده است، نه لزوماً بر توقف دائمی آن. همین مفهوم تعلیق میتواند بهعنوان یک راهحل بینابینی عمل کند؛ بهگونهای که ایران در یک توافق نهایی بر حق خود برای غنیسازی تأکید کند، اما بهصورت موقت و برای اعتمادسازی، بدون پذیرش الزام حقوقی دائمی، غنیسازی را تعلیق کند.
احمدی تاکید کرد: در چنین سناریویی، هم حق ایران بهطور رسمی محفوظ میماند و هم در عمل، وضعیت توقف فعلی ادامه پیدا میکند، بدون آنکه تهران ناگزیر به اقدام اضافی شود. احمدی این فرمول را یکی از گزینههای محتمل برای مذاکرات آینده، از جمله در ژنو یا هر محل دیگری، میداند.
با این حال، او تصریح کرد: تاکنون نشانه روشنی از تمایل رسمی ایران به چنین فرمولی مشاهده نشده است. به گفته احمدی، اظهارات مقامات ایرانی دو وجه متفاوت داشته است: از یکسو تأکید بر حق غنیسازی و از سوی دیگر رد قاطع «غنیسازی صفر». اگر همین مواضع مبنای مذاکرات باشد، احمدی نسبت به چشمانداز توافق چندان خوشبین نیست.

حرکت دستگاه دیپلماسی به چه سمتی است؟
در بخش دیگری از این گفتوگو، احمدی در پاسخ به پرسشی درخصوص سکوت نسبی وزارت امور خارجه در مقایسه با دورههای پیشین گفت: وزارت خارجه در چارچوب دستورالعمل عمل میکند و در نهایت موظف به اجرای تصمیمات است. با این حال، پرسش مهم آن است که آیا این وزارتخانه در فرآیند تصمیمسازی مشارکت فعال دارد یا خیر.
احمدی معتقد است نشانه بیرونی روشنی از مشارکت فعال وزارت خارجه در فرآیند تصمیمگیری دیده نمیشود. او با اشاره به دوره وزارت محمدجواد ظریف، یادآور شد که در آن زمان نشانههایی از مشارکت فعال در تصمیمسازی وجود داشت، هرچند خود ظریف نیز همواره بر تبعیت کامل از سطوح بالادستی تأکید میکرد.
به باور احمدی، سکوت کنونی وزارت خارجه میتواند نشاندهنده آن باشد که این نهاد نقش پررنگی در فرآیند تصمیمگیری ندارد و بیشتر در موقعیت اجرای دستور قرار گرفته است.
دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل، همچنین به سفر علی لاریجانی به عمان و قطر، چند روز پس از سفر وزیر امور خارجه به همین کشورها، اشاره کرد و آن را پرسشبرانگیز دانست.
به گفته احمدی، شایعاتی درباره احتمال برگزاری یک گفتوگوی سهجانبه تلفنی یا دیدار با مقامی آمریکایی در عمان مطرح بود، اما بعداً مشخص شد چنین دیدارهایی صورت نگرفته است. از نگاه او، با توجه به اینکه عمان و قطر طرف اصلی مذاکرات محتوایی نیستند و صرفاً نقش میانجی دارند، سفر لاریجانی بدون توضیح روشن درباره اهداف آن، قابل درک نیست.
به اعتقاد او، بسیاری از پیامها میتوانست مستقیماً از تهران منتقل شود و ضرورتی برای چنین سفرهایی وجود نداشت. احمدی این وضعیت را نشانهای از اقداماتی دانست که منطق و چارچوب آنها برای افکار عمومی شفاف نیست.
مجموع این ارزیابیها نشان میدهد که از نگاه کوروش احمدی، پرونده هستهای در مقطع حساسی قرار گرفته است؛ مقطعی که در آن هم موازنه قوا دستخوش تغییر شده، هم ادبیات واشنگتن رادیکالتر شده و هم نشانههای روشنی از یک راهبرد منسجم و اعلامشده در تهران مشاهده نمیشود. در چنین فضایی، سرنوشت مذاکرات پیشرو بیش از هر زمان دیگری به تعریف دقیق مفاهیم کلیدی چون غنیسازی صفر، نحوه بهرهگیری از اهرمهای فشار و میزان انسجام در فرآیند تصمیمسازی داخلی گره خورده است.
ارسال نظر